گلبرگی در طوفان
گلبرگی در طوفان
چه غوغایی است در حاشیه میدان !
کودکان آمده اند . زنان آمده اند . اشک آمده است . آه آمده است و در بدرقه این همه نگاه و آه قاسم متبسم است آرام و با وقار و صبور ...
گلبرگی در طوفان
چه غوغایی است در حاشیه میدان !
کودکان آمده اند . زنان آمده اند . اشک آمده است . آه آمده است و در بدرقه این همه نگاه و آه قاسم متبسم است آرام و با وقار و صبور ...
تشرف حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی
به محضر حضرت سید الشهدا امام حسین علیه السلام
به روایت معظم له
در سال ۱۳۳۹ ق که جزو طلاب مدرسه قوام نجف اشرف بودم زندگیم به سختی و مشقت اداره می شد و هجوم ناملایمات و رنجها بر قلبم سنگینی می کرد این مشکلات و درخواست ها عبارت بودند از : ....
انس با قرآن و حدیث
شرط این است که در مطالعات خود با قرآن و حدیث آشنا شوید . انس با قرآن برای همه لازم است .این را ما به همه توصیه می کنیم به همه جوان های کشور توصیه می کنیم . امروز خوشبختانه همین جور هم شده ... اما مبلغان دین و جامعه مداحان طبعا مخاطب ویژه این حرف هستند با قرآن باید انس بیدا کنند ...
ستاره ای بر سینه خورشید
در این خارزار که شیهه مرگ است و هیمنه شمشیر چه خواهی کرد ؟
کوچک تر از آنی که زره ببوشی و تیغ ببندی و میدان داری کنی اما همه هستی تو عمو تنهاست . می شنوی ؟ صدای اوست که از گودال می آید .
نمی روی ؟ نمی روی عبدالله ؟
عمو کجاست ؟ افتاده در تنهایی و بی همدمی در گودالی که تنها سوسوی صدایی را تا آستانه خیمه ها می رساند .چرا درنگ ؟ چرا مانده ای ؟ ...

هم سطح آفتاب
خودش به دست خودش کودک انتخاب شده
ستاره ایست که هم سطح آفتاب شده
علی اصغر شش ماهه رفت و او مانده
هزار مرتبه از این قضیه آب شده
هزار بار دم رفتنش به سمت جلو
یکی رسیده و او نقشه اش خراب شده
عذاب می کشد از اینکه راه می رود و
تمام دلخوشی عمه و رباب شده
مگر که کودک بی ادعا گناهش چیست
که بین لشگریان کشتنش ثواب شده
کجای دشت نشستی بلند شو عباس
که بی تو کشتن اطفال باب شده
حسین مثل کتاب غم است و عبد الله
به تیر حرمله ای جلد این کتاب شده
*****
یاس و یاسمن
یاس خوشبویی به روی یاسمن افتاده است
باز بین عرشیان ذکر نزن افتاده است
رفته تا بوسه دهد بر دست اربابش اگر
روی انگشتر عقیقی از یمن افتاده است
لب دو تا صورت دوتا اعضای این بیکر دو تا
تیغ در فکر نبرد تن به تن افتاده است
نیزه ها گفتند دیگر نوبت قلب عمو ست
قلب عبد الله دیگر از نفس افتاده است
خاک خوشبوی مدینه یا که عطر کربلاست
روی جسم این حسینیه حسن افتاده است
جیبی و کوچک ولی با خط غمناک حسن
باره قرآنی کنار بیرهن افتاده است
رقيه عليها السلام در عاشورا
در بعضى روايات آمده است : حضرت سکينه عليها السلام در روز عاشورا به خواهر سه ساله اى (که به احتمال قوى همان رقيه عليه السلام باشد) گفت : بيا دامن پدر را بگيريم و نگذاريم برود کشته بشود(سلام الله علیها).
امام حسين عليه السلام با شنيدن اين سخن بسيار اشک ريخت و آنگاه رقيه عليها السلام صدا زد : بابا! مانعت نمى شوم . صبر کن تا ترا ببينم (سلام الله علیها) امام حسين عليه السلام او را در آغوش گرفت و لبهاى خشکيده اش را بوسيد. در اين هنگام آن نازدانه ندا در داد که :....
تقدیم به نازدانه حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام حضرت رقیه سلام الله علیها
شبیه مادر
از بس که سکوت با دلم ور رفته
از دست همه حوصله ام سر رفته
او نیست ولی از جلوی چشمم
دست در دست بدر چقدر دختر رفته
چادر که ببوشم عمه ام می گوید
قربان عزیزم چه به مادر رفته
من مختصرم کوچک و کوتاه و غریب
عمرم به سه تا آیه ی کوثر رفته
از گریه ی من حرامیان می لرزند
انگار علی به فتح خیبر رفته
جز زخم کف با و تب تاول ها
باقی همه روضه ها به مادر رفته
آن قاصدکی که در بغل می چرخید
حالا سر نیزه های لشگر رفته
من ... من ... که نمی ... نمی توانم ببرم
عمه تو بگو ... چه ها بر این بر رفته
بابا به خدا بیا ... بیا جان عمو
من خسته شدم حوصله ام سر رفته
روح الله قناعتیان
سلام من به محرم
ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش
سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی
سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب
سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر
سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر
سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه
بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش
بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش
سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش
به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش
سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب
سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش
ده روز با کاروان کربلا
بنا به نقل کتابهای معتبر تاریخی جرقه قیام امام حسین علیه السلام از ۱۵ رجب سال ۶۰ هجری زده شد یعنی روز مرگ معاویهلعنت الله علیه . امام از آن روز با یزید مخالفت کرد تا رسید به محرم سال ۶۱ هجری . اینجا خواسته ایم به اتفاقاتی که در ده روز اول محرم در زمین کربلا افتاد ببردازیم . نه روز نسبتا آرامی که منجر به روزی خونین شد . روزی که در آن تکلیف ظلم و ظالم برای همیشه معلوم شد...