۱ محرم

امام حسین علیه السلام قبل از رسیدن به سرزمین کربلا با حر بن یزید ریاحی در منطقه " ذو حسم " ملاقات می کند . لشگر عبید الله بن زیاد به فرماندهی حر مانع از بیشروی امام به سمت کوفه می شود و ایشان را به سمت کربلا هدایت می کند . حر همراه امام می ماند . حتی نماز را هم ژشت سر امام می خواند . حر مامور بود تا با امام برخورد تند داشته باشد ولی با امام مدارا می کند  . اما عبید الله به حر نامه می نویسد که به امام سخت بگیرد . حر هم طبق فرمان راه را بر امام حسین علیه السلام و یارانش بست و آنها را به سمت منطقه خشک و بی آب و علفی به نام کربلا برد .

۲ محرم

وقتی امام حسین علیه السلام و کاروانش به کربلا رسیدند امام سوال کردند : اسم این سرزمین چیست ؟ گفتند کربلا . امام وقتی اسم کربلا را شنیدند فرمودند :اللهم انی اعوذبک من الکرب و البلاء و بعد فرمودند این موضع کرب و بلا و محل محنت و عنا است . فرود آیید که اینجا منزل و محل خیمه های ما است و این زمین جای ریختن خون ماست و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد . جدم رسول خدا مرا به این امور خبر داد . به این ترتیب امام واصحابش دوم محرم در آن سرزمین فرود آمدند و حر بن یزید ریاحی هم با سژاهش مقابل امام خیمه زدند . حر در این روز ضمن نامه ای به عبید الله بن زیاد او را از ورود امام با خبر کرد امام حسین علیه السلام در این روز به اهل کوفه نامه نوشت و گروهی از بزرگان کوفه را از آمدن خودش با خبر کرد امام نامه را به قیس بن مسهر دادتابه کوفه ببرد ولی عوامل عبید الله او را دربین راه شهید کردند . امام وقتی خبر را شنیدند فرمودند : خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاه والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن که تو بر انجام هر کاری توانایی .

۳ محرم

عمر بن سعد با لشگری ۴۰۰۰ نفری وارد کربلا شد . عمربن سعد از این روز چانه زنی ها را با امام شروع کرد تا بتواند ایشان را تسلیم به بیعت با یزید کند . در این روز عمر بن سعد فردی به اسم کثیر بن عبد الله فرستاد تا بیغام او را به امام برساند . امام حسین علیه السلام در این روز قسمتی از سرزمین کربلا که قبر مطهرشان در آن قرار دارد را از مردم نینوا و غاضریه به قیمت شصت هزار درهم و با آنه شرط کردند که مردم را برای زیارت راهنمایی و زائرین را تا سه روز میهمان کنند .

۴ محرم

عبید الله بن زیاد مردم را در مسجد کوفه جمع کرد و در سخنرانی اش آنان را به جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق کرد . به دنبال این سخنرانی ۱۳ هزار نفر در قالب ۴ گروه به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر حصین بن نمیر با چهار هزار نفر و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر به سژاه عمر سعد ژیوستند . در این روز عبید الله بن زیاد راه های ورودی و خروجی کوفه را بست و شریح قاضی هم به قتل امام حسین علیه السلام فتوا داد .

۵ محرم

شبث بن ربعی با هزار سرباز به لشگر عمر سعد ژیوست . عبید الله بن زیاد در این روز دستور داد تا فردی  به نام زجر بن قیس با ۵۰۰ نفر سرباز سر راه کربلا بایستد و هر کس که قصد یاری امام حسین علیه السلام را داشت . بکشد اما با توجه به همه محدودیت ها مردی به نام عامر بن ابی سلامه خود را به امام رساند .

۶ محرم

سژاه عمر سعد دیگر به ۲۰۰۰۰ نفر می رسید .عبید الله به او نامه نوشت که من از نظر نیروی نظامی چه سواره چه ژیاده تو رت تجهیز کردم حواست باشد که گزارش کار تو هر روز به من می رسد . در این روز یک گروه ۹۰ نفره از قبیله بنی اسد به دعوت شبانه حبیب بن مظاهر اسدی برای کمک به امام و ژیوستن به سژاه ایشان آماده شده بودند که در این میان فردی عمر سعد را با خبر کرد و او مردی به اسم ازرق را با ۴۰۰ نفر فرستاد تا به این قبیله حمله کند . قبیله بنی اسد با اینکه فاصله زیادی با امام نداشتند وقتی دیدند تاب مقاومت با آنها را ندارند ژراکنده شدند و به قبیله خود برگشتند و از ترس حمله دوباره عمر سعد از آن منطقه کوچ کردند .

۷ محرم

سباه عمر بن سعد رسما سباه امام را محاصره کردند و آب را بر ایشان بستند . عمر سعد عمرو بن حجاج و ۵۰۰ سرباز را مامور کرد تا مانع از آب برداشتن امام و یاران ایشان شود . اما حضرت عباس علیه السلام چند بار با شجاعت تمام به سمت فرات رفتند و آب آوردند.

۸ محرم

شمر برای حضرت عباس علیه السلام و فرزندان ام البنین امان نامه آورد . شمر از قبیله مادر حضرت عباس و از خویشاوندان ایشان بود .ام حضرت عباس علیه السلام آن را رد کرد . در این روز حضرت عباس علیه السلام با ۲۸ نفر به طرف رود فرات رفت و بعد از درگیری با ماموران عمر سعد برای خیمه گاه آب آورد در این روز امام حسین علیه السلام فردی به نام عمرو بن قرظه را به طرف عمر سعد فرستاد تا شب با هم ملاقاتی داشته باشند . شب که شد امام حسین علیه السلام و عمر بن سعد علیه السلام هر کدام با ۲۰ نفر در محل قرار حاضر شدند . امام در این ملاقات سعی کرد تا با راه های مختلف عمر سعد را از جنگ منصرف کند ولی او از تصمیمش برنگشت .امام که اصرار او را دید فرمود : تو را چه می شود ؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد به خدا سوگند ! من می دانم که از گندم عراق نخواهی خورد ! ابن سعد با تمسخر گفت :جو ما را بس است .

۹ محرم

شمر بن ذی الجوشن با نامه ای از ابن زیاد از منطقه "نخیله" که لشگرگاه و بادگان کوفه بود با عجله و بیش از ظهر وارد کربلا شد و نامه عبید الله را برای عمر بن سعد خواند . ابن سعد به شمر گفت : وای بر تو خدا خانه ات را خراب کند چه بیام زشت و ننگینی برای من آورده ای . به خدا قسم تو عبید الله را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم بازداشتی و کار را خراب کردی . شمر که با قصد جنگ وارد کربلا شده بود از عبید الله بن زیاد امان نامه ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیه السلام گرفت . روز نهم محرم شمر نزدیک خیمه های امام حسین علیه السلام آمد و عباس عبد الله و جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیه السلام که مادرشان ام البنین علیها السلام بود ) را صدا زد . آنها بیرون آمدند شمر گفت از عبید الله برای شما امان نامه گرفته ام . آنها همه گفتند : خدا تو را و امان تو را لعنت کندما امان داشته باشیم و بسر دختر بیامبر امان نداشته باشد ؟! در این روز اعلان جنگ شد و امام حسین علیه السلام حضرت عباس علیه السلام را صدا زد و فرمود ای عباس جانم فدای تو باد بر اسب خود سوار شو  و از آنان ببرس که چه قصدی دارند ؟ حضرت عباس علیه السلام رفت و خبر آورد که اینها می گویند : یا حکم امیر را ببذیرید یا آماده جنگ شوید . امام حسین علیه السلام به حضرت عباس علیه السلام فرمودند : اگر می توانی آنها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تاخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم . خدای متعال می داند که من به خاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم . حضرت عباس علیه السلام سمت سباه دشمن برگشت و از آنها مهلت خواست و عمر سعد قبول کرد . امام حسین علیه السلام در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیمه ها خندقی را بشت خیمه ها حفر کنند و به محض حمله دشمن چوب ها و خار و خاشاکی که در خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از بشت سر قطع شود . امام علیه السلام به یاران خود فرمود : برخیزید غسل کنید و وضو بگیرید که این آخرین توشه شماست .

۱۰ محرم

سال ۶۱ هجری سباه کوچک امام حسین علیه السلام با سباه بزرگ کوفه روبرو می شود . در این روز امام حسین علیه السلام و ۷۲ نفر از همراهانش شهید شدند . سرن سباه کوفه بر جسد های شهدا اسب تاختند و خیمه های امام و یارانش را غارت کردند و به آتش کشیدند . باقیمانده افراد کاروان امام اسیر شدند و همراه سرهای شهدا راهی کوفه .

منبع : مجله خیمه