زبانحال حضرت رباب (س)باامام حسین (ع)در اربعین حسین
زبان حال رباب(س) با امام حسین(ع)-اربعین
چشم بگشا و ببین همسفر بی سر من
باز هم آمده بالای سرت همسفرت
*****
آنقدر سوخته این صورت افسرده ی من
که کسی کرده کنیز تو خطابم آقا
حق داری که تو این بار مرا نشناسی
مادر طفل صغیر تو ربابم آقا
*****
مثل پروانه ببین دور و برم می چرخند
همه زن های حرم از سر دلداری من
قطره ای آب حرام دو لب خشک رباب
آسمان محو تماشای وفاداری من
*****
کم نخوردم لگد اما به خدا خم نشدم
زیر آماج بلا از تو حمایت کردم
پهلویی باز سپر شد که سرت را نبرند
هم چو زهرا تن خود خرج ولایت کردم
*****
نهضتت با سر تو خوب هدایت می شد
هیبت خواهر تو هیبت پیغمبر بود
دشمنت درد مرا لحظه ای احساس نکرد
گرچه بر روی دلم داغ علی اصغر بود
*****
من قیامت جلوی حرمله را می گیرم
که کسی مثل تو این جا دلی از سنگ نداشت
بشکند تیر و کمانت که کمانم کرده
طفلک کوچک من با تو سر جنگ نداشت
*****
لحظاتی که نفس از بغلم پر می زد
بغلش کردم و دیدم بدنم می سوزد
بعد از آن بوسه ی آخر ز لب عطشانش
هر شب از زیر گلو تا دهنم می سوزد
*****
حق تو نیست که دور از وطنت خاک کنند
آخر ای کشته ی بی سر کس و کاری داری
می کشم چادر خود را روی خاکت آقا
من بمیرم که چنین سنگ مزاری داری
*****
بی تو از شهر و دیارم به خدا بیزارم
من به شهرم بروم بعد تو این جا باشی؟
تا قیامت سر این خاک زمین گیر توام
نه... روا نیست در این دشت تو تنها باشی
*****
مخلص آبادی
اللهم اخرجنا من الظلمات الوهم و اکرمنا بنورالفهم